این داستان درباره یک تخمهی آفتابگردان خیلی بد است. آن قدر بد که هیچ کس باورش نمیشود. این تخمه خیلی بد اخلاق است، به هیچ کس احترام نمیگذارد، با همه بدرفتاری میکند و کارهایی انجام میدهد که نباید! او از زمانی که یادش میآید بد بوده است. البته خیلی وقت پیش که در کنار خانوادهاش در مزرعه گلهای آفتاب گردان زندگی میکرد، بچهی خوبی بود اما برای او اتفاقاتی افتاد که باعث شد بد شود. حالا خودش از این وضعیت ناراحت است!