دش، پاپی و آزومی كه توانستهاند از خانهی سايهها خارج شوند، اكنون با مشكل جديدی روبه رو هستند: زمينهای گرداگرد و وحشتناك بيرون از خانه. حالا كه موجود سايهای بيدار شده و همهجا تهديدشان میكند، آنها بايد برای نجات خود از ميان صداهای كه میشنوند و روياهایی كه میبينند، به آن چه از همه حقيقیتر به نظر میرسد اعتماد كرده و بچههای خاص را از دست لاركسپر آزاد كنند. اگر بخواهند جان به در ببرند، باید یک بار و برای همیشه سر در آورند که خانه از آنها چه میخواهد و اینکه چه چیزی یا چه کسی را باید جا بگذارند تا بتوانند فرار کنند … یا اینکه خطر ماندن ابدی در آنجا را به جان بخرند.