رضاقلی از جهان مردگان پیامی دریافت کرده، او باید کار مهمی انجام دهد و کودکانی که در چنگ ایاز اسیر هستند را نجات دهد. رضاقلی به کمک دوستانی که در تهران دارد به سراغ ایاز و دار و دستهاش میرود.